تبليغاتX
تاله سواري تينوو - ترجمه یک شعر از : عبد اله په شیو
ادبی و هنری
  ترجمه یک شعر از : عبد اله په شیو

 

روز خوش ،

دختران قرن آینده !

روز خوش ،

پسران قرن آ ینده ،

بمانید چشم به راه من ،

هرچند دورم از شما...

برسر پیمانم هنوز

تاب نادیدنتان نیست مرا

مپرسید کی ،

مپرسید چون ،

مپندارید پشیمانم .

شاید

به هنگام نوروز

به سان ریشه ی گیاه

برفراز تپه ی ملا مروان

زندگی را زسر گیرم

شاید یک شب

همراه برق آذرخش

فرود آمده باز آیم

چنان چون شبح پرچم بک نفس

پیش چشمان به اهتزاز در بیایم

شاید ازپی رگباری باران بهاری

دردامان سپیداری

به سان قارچ برآیم از دل خاک

یا درکشتزاری متروک

برویم چون خوشه ی جو،

در غوغای پای کوبان

روم در قلب ازدحام

به ناگه گیردم دستی

دست دختر هم رقصی .

روز خوش،

دختران قرن آینده

روز خوش، پسران قرن آ ینده ،

چون رسید لحظه ی دیدار

بخوانیدم بر سفره ی لبریزتان

که طعم اشک و خون نمی خیزد ازنانتان

باشد یک شب به آرامی

بیاسایم دربستر خوابهایتان

به هرکجا سر کشیدم به زندگی در این جهان

ماوای من

یا کلک بود روی امواج

یا شاخه ای تک افتاده در سیه باد.

فقط یکبار بگذارید

روز روشن بر لب راه

فارغ از فتوای شیخ و رخصت خانان

رها از ترس ، بی خیال طعنه ها

درآویزم به اندام دختر کردی

عطر نرگس بیفشاتد نفسهایش

دستانش طعم و بوی خاک

روز خوش ،

دختران قرن آینده...

روز خوش ،

پسران قرن آ ینده

دستم به دامان

چون در رسد آ ن روز

روز ر وییدن یا برآمد ن

مرا پساپورتی دهید

هرچه که باشد مهم نیست

بلند بالا یا میان قد

آنسان که دلخواه شماست

زرد گونه یا که قرمز

بنفشه ای و یا آبی

ویا سیاه همچو قطران...

به درازای زندگی حسرت به دل ماندم

تنها یک روز

در جیب خود داشته باشم

شناسنامه ی میهنم را . 

|+| نوشته شده توسط هیوا قریشی در یکشنبه هجدهم شهریور 1386  |
 
 
بالا